تبليغاتX
قصر عشق

قصر عشق

هیچ بهانه ای نیست برای نوشتن...!

                                                                 خدایا !

                                                        از عشق امروزمان

                                   برای فرداهایی که فراموش می کنیم عاشق بوده ایم

                                                            قدری کنار بگذار

                                                          به قدر یک مشت

                                                           به قدر یک لبخند

                                                  تا فراموش نکنیم عاشق بوده ایم

                                                 تا عاشق بمانیم و عاشق بمیریم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 16:41  توسط سیلانه  | 

¤ چهل نکته در مورد همسرداری...(بخونید خوبه واسه آینده)

     ۱- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.
بهترین همسران دنیا!
2- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.
3- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.
4- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.
5- مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

۶- خوش‌بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.
7- یک‌دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.
8- شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.
9- مشوق همسر خود باشیم؛ برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.
10- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛ آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.
11- خوش قول باشیم؛ برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.
12- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.
13- ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

14- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.
15- محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.
16- راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.
17- محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.
18- به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛ ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.
19- به نیازهای همسر توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.
20- بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.
21- با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.
22- قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!
23- احساس مسوولیت داشته باشیم؛ هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.
24- برنامه‌ریزی کنیم؛ در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.
25- الگوی خوبی باشیم؛ طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.
26- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»
27- به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.
28- میانه رو و متعادل باشیم؛ حضرت علی (ع) فرموده‌اند «خیرالامور اوسط‌ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.
29- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.
30- روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.
31- به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.
32- همسر خود را راضی کنیم؛ باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.
33- با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.
34- برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.
35- سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.
36- فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.
37- تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛ افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.
38- از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.
39- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.
40- مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.
منبع : انجمن علمی آموزشی مدرسین

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 16:32  توسط سیلانه  | 

ستاره

حتماً برات پيش اومده وقتي داري به آسمون نگاه

 مي كني يكي ازت بپرسه دوست داري كدوم ستاره،

 ستاره ي تو باشه؟

 اكثر آدما ميگن اون پر نور ترين ستاره...

 ولي يادت باشه ، اوني كه از همه پر نور تره علاوه بر تو، چشم خيلي هاي ديگه هم دنبالشه...

 پس به ستاره اي خيره شو كه اگر كم نوره

حداقل خيالت راحت باشه

 كه فقط چشم خودت دنبالشه ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 23:26  توسط سیلانه  | 

نه مي گي عاشقي نه ميگم عاشقم

  • منو بگير از اين روزای در به در         از اين زورا از اين شباي بي ثمر
    منو ببر به خاطرات رفتمون                 روزايي که تو جا گذاشتي پشت سر
    تو کوچه ها نمي شه بي تو پرسه زد       خيابونا غريب و غم گرفته از
    کجا برم چرا نمي رسم به تو                 کجايي پس چرا نمي رسي به من
    حالا که نيستم اشکاتو کي پاک کنه         کي عاشقونه مي نويسه اسم تو
    به جون ابد هزار سال بي کنار               بدون کسي نمي شکنه طلسم تو
    چقدر حرف مونده و نمي شنوي             چقدر راه مونه و نمي شکنم
    ببين کجاي قصه پس زدي منو               محال بي پناه تر از اين بشم من
    غريبگي نکن دلم غريبه نيست              همونه که برات ستاره چيده بود
    بگو کي يادته بگو کي يادته                  همون که گفتي از خدا رسيده بود
    تو شونتو نمي سپري به هق هقم            نه مي گي عاشقي نه ميگم عاشقم
    نه تو ديگه برام اون عشق سابقي          نه من ديگه برات گل شقايقم
     
     
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 15:41  توسط سیلانه  | 

اشک

 
اشكي كه بي‌صداست                           پشتي كه بي‌پناست

دستي كه بسته است                           پايي كه خسته است

دل را كه عاشق است                            حرفي كه صادق است

شعري كه بي‌بهاست                              شرمي كه آشناست

 دارايي من است                                     ارزاني شماست

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 23:32  توسط سیلانه  | 

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ترا با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس ازیک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی
دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشمهایم را بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمی دانم که چرا رفتی
نمی دانم چرا شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
دانم کجا تا کی برای چه
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت
تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد
و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور نخواهی برد
هنوز آشفته چشمان زیبای توام
برگرد
ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید
کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم
و من در حالتی ما بین اشک و حسرتو تردید
کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمی دانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 21:35  توسط سیلانه  | 

شکلات

با يك شكلات شروع شد. من يك شكلات گذاشتم توي دستش. او يك شكلات گذاشت توي دستم. من بچه بودم، اونم بچه بود. سرم رو  بالا كردم . سرش رو  بالا كرد . ديد كه منو  ميشناسه . خنديدم . گفت:دوستيم؟

  گفتم : دوست دوست    

 گفت : تا كجا؟

 گفتم : دوستي كه تا ندارد

گفت : تا مرگ

 خنديدم و گفتم : من كه گفتم تا نداره

 گفت : باشه ، تا پس از مرگ

گفتم: نه نه نه ، تا نداره

 گفت : قبول تا آنجا كه همه دوباره زنده مي شوند ، يعني زندگي پس از مرگ . باز هم با هم دوستيم ، تا بهشت ، تا جهنم ،‌تا هر جا كه باشد من و تو با هم دوستيم.

گفتم ‌: تو براش تا هر كجا كه دلت ميخواد يك تا بذار . اصلا" يه تا بكش از اين سر دنيا تا اون سر دنيا . اما من اصلا" تا نميذارم . نگاهم كرد . نگاهش كردم . باور نميكرد . ميدونستم . اون ميخواست دوستيمون حتما" تا داشته باشه . دوستي بدون تا رو نمي فهميد .

گفت : بيا براي دوستيمون يه نشونه بذاريم 

 گفتم : باشه تو بذار

 گفت : شكلات . هر بار كه همديگه رو ميبينيم يه شكلات مال تو ،‌ يكي مال من . باشه؟

 گفتم: باشه .

هر بار يه شكلات ميذاشتم توي دستش ، او هم يه شكلات ميذاشت توي دست من .

باز همديگه رو نگاه ميكرديم ، يعني كه دوستيم ، دوست دوست . من تندي شكلاتم رو باز مي كردم  و ميذاشتم توي دهنم و تند تند اونو مي مكيدم .

 ميگفت : شكمو . تو دوست شكمويي هستي و شكلاتش رو ميذاشت تو يه صندوق كوچولوي قشنگ . ميكفتم : بخورش

 ميگفت :تموم ميشه . ميخوام تموم نشه . براي هميشه بمونه.

صندوقش پر از شكلات شده بود . هيچكدومشو نميخورد . من همشو خورده بودم .

 گفتم : اگه يه روز شكلات هاتو مورچه ها يا كرم ها بخورن ، اون وقت چيكار ميكني؟

گفت : مواظبشون هستم . ميخوام نگهشون دارم تا موقعي كه دوست هستيم و من شكلات را ميگذاشتم توي دهانم و

ميگفتم : نه نه تا ندارد ، دوستي كه تا ندارد .

يك سال ، دو سال ، چهار سال ، هفت سال ، ده سال و بيست سال گذشت . حالا اون بزرگ شده . منم

 بزرگ شده ام . من همه شكلات ها رو خورده ام . او همه شكلاتها رو نگه داشته است  .

 اون اومده امشب تا خداحافظي كنه . ميخواد بره . بره اون دور دورا  .

 ميگه : ميرم ،‌ اما زود برميگردم . من ميدونم ميره و بر نميگرده. يادش رفت شكلات رو به من بده . من يادم نرفت . يه شكلات گذاشتم كف دستش

گفتم : اين براي خوردن . يه شكلات هم گذاشتم كف اون دستش، اين هم آخرين شكلات براي صندوق كوچكت .

يادش رفته بود كه يه صندوق كوچيك داره براي شكلاتاش . هر دو را خورد . خنديدم .

ميدونستم دوستي من تا نداره . ميدونستم دوستي اون تا داره . مثل هميشه . خوب شد همه شكلاتامو خوردم . اما اون هيچ كدومشون رو  نخورد . حالا با يه صندوق پر از شكلات نخورده چه خواهد كرد؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 0:29  توسط سیلانه  | 

کاش

                      


کاش بودي تا دلم تنها نبود

 تا اسير غصه ي فردا نبود

 کاش بودي تا براي قلب من

 زندگي اين گونه بي معنا نبود

 کاش بودي تا لبان سرد من

بي خبر از موج و از دريا نبود

کاش بودي تا فقط باور کني

 بعد تو اين زندگي زيبا نبود

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 1:53  توسط سیلانه  | 

زندگی

                                                           زندگي يک آرزوي دور نيست؛


                                                         زندگي يک جست و جوي کور نيست


                                                        زيستن در پيله پروانه چيست؟


                                                        زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست


                                                       گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛


                                                       هرچه ناپيدا صدايت ميزند


                                                      جنگل خاموش ميداند تو را؛


                                                     با صدايي سبز ميخواند تو را


                                                   زير باران آتشي در جان توست؛


                                                   قمري تنها پي دستان توست


                                                 پيله پروانه از دنيا جداست؛


زندگي يک مقصد بي انتهاست


هيچ جايي انتهاي راه نيست؛


اين تمامش ماجراي زندگيست

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 13:32  توسط سیلانه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 23:37  توسط سیلانه  |